غیرتش و دارم
یکی بهش چپ نیگا کنه من تابش و ندارم
هیچی نمی دونم ازشا اما غیرتش و دارم.
می خوای بخند , می خوای مسخره کن , اما من عجیب دوسش دارم . غیرتش و می کشم....
جان من به فدایت یا علی

ای مرغهای توفان ! پروازتان بلند.
آرامش گلولهٌ سربی را
در خون خويشتن
اينگونه عاشقانه پذ يرفتيد،
اين گونه مهربان.
زانسوی خواب مرداب ، آوازتان بلند.
می خواهم از نسيم بپرسم:
بی جزر و مدّ ِ قلب شما،
آه،
دريا چکونه می تپيد امروز ؟
ای مرغهای توفان ! پروازتان بلند.
ديدارتان : تَرنُّم ِ بودن،
بدرودتان: شکوه ِ سرودن،
تاريختان بلند و سر افراز :
آنسان که گشت نام ِ سر ِ دار
زان يار باستانی ِ همرازتان بلند.
دکتر شفیعی کدکنی
خورشید بالا آمده است
در رختخواب میچرخم
موبایل و مداد و مسکنها پایین میریزند
کمرم دو تکه شده است
لوکوموتیورانی هستم
بارم سنگ آهن
از روی خودم رد شدهام
سارا محمدی اردهالی