ازین تنگین قفس جانا پریدی
وزین زندان طراران رهیدی
ز روی آیینه گل دور کردی
درآیینه بدیدی آنچه دیدی
دگر باره شه ساقی! رسیدی
مرا در حلقهی مستان کشیدی
دگر باره شکستی توبهها را
به جامی پردهها را بردریدی
خبرها میشنیدی زیر و بالا
برآن بالا ببین آنچه شنیدی
چو آب و گل به آب و گل سپردی
قماش روح برگردون کشیدی
دگرباره شه ساقی! رسیدی
مرا در حلقهی مستان کشیدی
دگر باره شکستی توبهها را
به جامی پردهها را بردریدی
ز گردشهای جسمانی بجستی
به گردشهای روحانی رسیدی
گزین کن،هرچه میخواهی و بستان
چو ما را بر همه عالم گزیدی
دگرباره شه ساقی! رسیدی
مرا در حلقهی مستان کشیدی
دگر باره شکستی توبههه را
به جامی پردهها را بردریدی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر