
به شانه ام زدی
که تنهایی ام را تکانده باشی
به چه دل خوش کرده ای ؟!
تکاندن برف
از شانه های آدم برفی ؟!
گروس عبدالملکیان
خورشید بالا آمده است
در رختخواب میچرخم
موبایل و مداد و مسکنها پایین میریزند
کمرم دو تکه شده است
لوکوموتیورانی هستم
بارم سنگ آهن
از روی خودم رد شدهام
سارا محمدی اردهالی
۶ نظر:
سلام
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق
در دست ترد ثانیه هاست
و او و ثانیه ها
روی نور می خوابند
و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را
به آب می بخشند
و خوب می دانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود
و نیمه شب ها
با زورق قدیمی اشراق
در آب های هدایت روانه می گردند
و تا تجلی اعجاب پیش می رانند
...
ض
من همیشه بهت سر می زنم ها........
فقط بچه بی نظری شدم
مهین
ee toam in pesara ro baladi?
mashalla bacheye ba estedadie
man yeki dige baladam ama az inam behtare ye pesare afghan e ama heyf dare weblogesho takhte karde
bekhosoos sheraye male etefaghaye bade entekhabatesho kehili doos dashtam bebinesh:
mibaskhhsid link ja mond :D
http://elyasalavi.blogfa.com/
سلام
منم مثل مهین !!!!
ف بی نظر
ض>سلام گلم چه خوبه این شعره
م و ف , مرسی که میاین منم مسام حالا!!!
نهال > سلام , آره منم از گروس راضیم |, این پسر افغانرم دیده بودم یه کم هی بهش محل ندادم اما امین یه کتاب ازش داره یه کم خوندم خیلی راضیم.
ارسال یک نظر