۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه

سیاهی...



شده هی بخواید یه چیزی و درست کنید هی بد تر بشه؟
یعنی خب یه اشتباهی کردی یه زمانی بعد خیلی خودتو مقصر بدونی این قدر که اطرافیانم از این فرصت استفاده کنن و سوارت شن .بعد یهو به خودت می آی و می بینی که کاری که کردی دیگه در این حد نبود که لایق این همه تحقیر باشی.بعد صدات در می آد بعد اونام که دیگه انگار اونقدرام حریمی نمونده توهین و ده برابر می کنن و دوباره تو بهت بر می خوره یه چیزی می گی , و هی این روند سلسله وار تکرار می شه و هر دفعه بیشتر فرو می ری تو چاه...
بعد کم کم از خودت بدت می آد.از این که داد از با خدا بودن می زنی و این همه گند بالا آ وردی.از هر حس خدا گونه ای که بهت دست میده می گریزی.دلت می خواد همه چی پاک شه و تو از اول بازی کنی.این که این همه شخصیتت تحقیر شده آزارت می ده.نمی گذاره که بری جلو..
خستم کرده این جریان .
اونا رفتارشون به نحویه که انگار با یه آدمی طرفن که بیمار وار داره یه کاری و کش می ده و نگاهشون تو رو له می کنه.اقرار می کنم که نگاهشون کم رو من تا ثیر نداشته.واقعا حس می کنم یه بیمار روانیم که آرامش ندارم.به وضوح بی حوصلگی , کلافگی و خشم و تو خودم می بینم.
همه ی اتفاقات اخیر که همه کم و بیش در جریانید کلا از من یه آدم ضعیف و حساس و پرخاشگر ساخته که روز به روز داره بیش از پیش از خودش دور می شه و نمی دونه چی کار کنه تا از این مخمصه درآد.



۳ نظر:

ناشناس گفت...

سلاااااااااااام
give it a break...
مامان بابای مجنون رو یادته برده بودنش خونه ی خدا که عشق از سرش بیفته؟ هی هم دعا می کردن با سوز دل که خدایا عشق این لیلی رو از دل پسر ما بیرون کن برگرده سر خونه زندگیش.. عقل هم که دَم می داد به دمشون... اما این پسره ی یه لا قبای یه دنده ی آویزون اونجا هم رفت باز دامن کعبه رو گرفت:
یارب به خدایی خداییت
وانگه به کمال کبریاییت
از عشق به غایتی رسانم
کو ماند اگرچه من نمانم.............................................................................................................................................................................................................................................

م.ض

ناشناس گفت...

سلااام
اگر راهی پیدا کردی برای آدمی که از خرابی هاش خسته شده مارو هم بی خبر نگذار
مخلص
بعضی وقتا دلم می خواد دیگه نباشم بس که احساس پس رفت می کنم
بس که یاد خودم می افتم:یعنی هر وقت که به خودم فکر می کنم
ف

دختران انتظار گفت...

سلام نمی دونم ف یعنی کیاما دستتون درد نکنه بابت دلداری .دیگه الان شارژم ;)