دلم براي كسي تنگ است
كه آفتاب صداقت را
به ميهماني گلهاي باغ مي آورد
و گيسوان بلندش را به بادها مي داد
و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد
دلم براي كسي تنگ است
كه چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
وشعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند
دلم براي كسي تنگ است
كه همچو كودك معصومي
دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را نثار من مي كرد
دلم براي كسي تنگ است
كه تا شمال ترين شمال
و در جنوب ترين جنوب
هميشه در همه جا آه با كه بتوان گفت
كه بود با من و
پیوسته نيز بي من بود
دلم برایت تنگ می شود مدام
۵ نظر:
سلام خوبی دلم می خواست بدونم منظورت کیه
فاطمه بودم!!!!
:)
میدونم ایده آلش کیه اما خیلی وقته من بوی اونو نمی دم.
دلم برای دستش تنگ شده
سلاااااااااااااام
خیلی بد یود! به قول سارا دل چرکین شدم!!!
(یعنی خیلی داغون بود... سوزوند... بابا به زبان برری (ببره پایین) یعنی خیلی خوب بود)
ض
سلاااااااااااام
کوشی پس؟
برات دیشب ایمیل فرستادم، خوندی؟
مخلصیم
ض
ارسال یک نظر