گفتند:
نمی خواهيم »
«! نمی خواهيم که بميريم
گفتند
دشمنيد!
دشمنيد!
«! خلقان را دشمنيد
چه ساده
چه به سادگی گفتند و
ايشان را
چه ساده
چه به سادگی
کشتند!
خورشید بالا آمده است
در رختخواب میچرخم
موبایل و مداد و مسکنها پایین میریزند
کمرم دو تکه شده است
لوکوموتیورانی هستم
بارم سنگ آهن
از روی خودم رد شدهام
سارا محمدی اردهالی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر