سلااام به همه
آقا من می گم , همه هر چی گفتن درست بوده. مشکل اینه که اگه با یکی حرف می زنیم یا بحث می کنیم نمی آییم چند لحظه بشینیم جای اون طرف.
من اگر این و به اشتراک گذاشتم در فیس بوک , باید بگم به این جهت نبوده که من در بست طرفدار خانم میلانی هستم. نه. عقیده ی من در مورد ایشون که ازدیدن فیلم هاشون برای من شکل گرفته ,اینه که این خانم بسیار جو زده هستن و این جو زدگی در چند فیلم آخرشون به قدری زده بالا که یه بارم نمی شه دید حتی در حد فیلم پفک خوری هم نیست. اما در این مبا حثه ی مضحک , خانوم مجری با تعصب شدید می خواد همه به حرف خودش برسن بعد چون میلانی نمی رسه به میلانی می گه مرغ یه پا داره. !!!
من بارها این نوع بحث کردن و بین آدم های مذهبی و غیر مذهبی دیدم که انگار از اول معلومه هر کی می خواد آخرش اون یکی و مغلوب خودش کنه و اصلا حاضر نیست ببینه طرف چی داره می گه. واسه همین مدت هاست که با کسی بحث مذهبی نمی کنم. البته علت اصلیش بی سوادیمه اما اینم یکی از علت هاست.
بله معلومه که یک خانوم محجبه (ببخشید سایه جان ;)) این درخواست و داره از دولتش که یه مکانی و براش درست کنه تا راحت باشه. این حقشه. اگه 1357 تا پارکی هست که در آن همه ی آدم ها آن طور که می خوان توش رفت و آمد می کنن و ورزش می کنن و "آفتاب می گیرن(نمی دونم چرا این قدر آفتاب گرفتن و می گفت هی)" معلومه 5 تا پارک خیلیم کمه. اما اگه پایه ی آزادی یه مملکتی این باشه که همه باید با حجاب تو پارک آفتاب بگیرن , پنج تا پارک هم اضا فه شه باز بر اساس تفکر مذهبی , باید بگم که 1362 تا پارک هست واسه آدم های مذهبی.
و هیچ پارکی نیست برای آدم هایی که می تونن راحت تو پارک های اروپا یا آمریکا ورزش کنن.
همون طور که سایه گفت اصلا این دو تا دارن از دو فرهنگ جدا صحبت می کنن. میلانی می گه بابا هی مردا رو تو ایران خانوم ندیده تر می کنید , حتی با این همه چادر چاقچولی که سر مردم کردید بازم نگاه این مردا داره خانوما رو می دره , بعد واسه حل این مشکل اومدید می گید یه پارک بزنیم فقط مال خانوما؟ چرا جاهایی از دنیا وجود دارن که آدما با لباس باز می چرخن اما آدم حس نمی کنه یکی هی داره نگاش می کنه. تو ایران نگاه که سهله , متلک و اتفاق های خیلی بدتری واسه آدم می افته که اینجا فک کنم با هاش به عنوان جرم برخورد شه. من سه ساله اینجام . بارها شده شب دیروفت از موسسه یا جای دیگه تنها برگشتم خونه و هیچ اتفاقی هم برام نیفتاده.تو این سه سال کسی بهم متلک یا نگاه بد نکرده. این جای فکر داره نه؟
چرا؟ همه می دونیم که یک نیاز جسمی و روحی شدید در هر کسی نسبت به جنس مخالفش وجود داره(مخصوصا در مردها). (یا به جنس موافق در بعضی موارد) اگه این نیاز برآورده بشه , طرف آروم می گیره.(در مورد اغلب آدم ها حرف می زنیم نگید این به اون خیانت کرد یا از این جور موارد خاص) تا حالا برخورد نداشتید با کسی که از وفتی با یکی هست نگاهش دیگه بُرنده نیست , رفتارش نرمال تره ؟ خب طبیعیه چون نیازش تا مین شده. حالا این می تونه در غالب ازدواج باشه یا صرفا دوستی موسوم به دوست پسر و دوست دختر. برآورده شدن این دوستی ها و روابط آزاد در جوامع غربی راحت هست و این نیاز بدون محدودیت اجباری قابل برآورده شدن هست.
حالا آدم ها می گن , اا پس تو که این قدر دم از اسلام می زنی , دین تو که گفته تا محرم نشدی نیگا نکن , چه برسه دوست شدن و ما بقی قضایا. جواب من اینه : دین ابعاد وسیعی داره , اگه این و گفته , از اون ور راهش و نشون داده که این حست و با حس بالاتری پوشش بدی. و تازه اصلا مثل بعضی از ادیان ازدواج و منع که نکرده هیچ به اونم تشویق می کنه. یعنی این نیازم در زمان خودش بهش می رسی , حالا فعلا پیش نیومده واست؟ بیا پیش خودم , اگه باز اون نیازت عاصیت کرد بعد خِر من و بگیر...
اما کسی که مذهبی نیست , کسی که این راه و انتخاب نمی کنه , برای چی باید این نیازش و سرکوب کنه که در این حد به شکل حیوان گونه ای رشد کنه تا نتیجش بشه ان چه در مملکت من هست .و همش و آخر بنویسی پای اسلام؟
حرف من اینه که کاش بشه توی یه بحث گاهی بشینیم رو دستگاه مخاطب و گاهی آروم بنشینیم روی دستگاه ناظر بیرونی و عادلانه نگاه کنیم.
اگه دوستم که سوالش و آوردم اینجا از من ناراحت شه حق داره. شاید بهتر بود ازش اجازه می گرفتم. می دونه که چه قدر دوسش دارم .
سایه و نهال خیلی قشنگ همه چی و گفته بودن , ممکنه دوستای دیگه که با لحن این دوستام آشنا نیستن به نظرشون تند بیاد اما من که با این دو آدم بزرگ شدم باید بگم هر دوشون از دوستانین که من راحت ترین مباحثات و باهاشون داشتم در شرایطی که کاملا نظرمون سر موضوع مباحثه متفاوت بوده.پس یه بار دیگه با لحن آروم آغشته با طنز بخونید نظراتشون و.
بازم بحث و باز می گذارم , احتمالا خودمم خیلی چیزا یادم می اد. من بارها خودم به طرز کودکانه ای به صورت عصبی و یک طرفه با دوستانم (عمدتا دوستای مذهبیم) وارد بحث شدم. سعی دارم می کنم که این رفتارم و عوض کنم. ایناییم که اینجا نوشتم قسمتی از فکرهایی هست که این مدت با خودم کردم تا قادر باشم عادلانه تر در بحث شرکت کنم.
چاکریم.
۱۶ نظر:
سلام
من با حرفات موافقم به طور کلی
فقط یه چیزی که می خوام بگم و نظرم توش با تو فرق داره اینه که:
بله اسلام خیلی دین جامع تریه نسبت به اونی که ما داریم اجرا می کنیم
اسلام برای برآورده شدن این نیاز به حق انسانی خیلی راه رو باز کرده و به ازدواج هم تشویق کرده
منتها یه اختلاف نظری که با هم داریم اینه که.. ماداریم از اسلامی حرف می زنیم که میخواد برای تمام اقشار جامعه نسخه بپیچه، به عبارتی قوانینش باید اونقدر سهل و عام باشه که مشمول همه با همه جور تبعی بشه و جامعه رو از حیث تمام سوء رفتار ها مصون کنه
تمهیدش هم ازدواجه
منتها نه این ازدواجی که ما میشناسیم با این همه دنگ و فنگ، شرایط سنی، مالی، خانوادگی و...
برداشت شخصیم اینه که ازدواج در قوانین اسلامی بسیار آسون تر از این حرفاست..
ض
به طور مثال دنگ و فنگ های بی منطقی که ما برای ازدواج از خودمون دروکنیم مال اسلام نیست و چه بسا با زیاده روی های ما در تحمیل هزینه های ازدواج به جوون ها به کلی مخالفه
دیگه اینکه ماها به طور جدی سرنوشت عشق و ازدواجمون رو به هم گره می زنیم و این یه جاهایی باعث می شه که خیلی در مورد ازدواج شکاک و تنگ نظر بشیم.. در حالیکه به نظر من تجربه ی عشق خیلی بسیط تر از این می تونه باشه.. یعنی این هم از اشتباهات عرفی ماست و اسلام تحمیلی روی این ماجرا نداره
دیگه اینکه ماها چون می خوایم فقط یه بار و به طور دائم ازدواج کنیم و اینکه فکر می کنیم در اسلام راه برای تجربه های موقتی بسته است، خودمون رو از طرف اسلام تحت فشار می بینیم، در حالی که من جداً فکر می کنم اسلام چنین راهی رو برای ما نبسته بلکه اون رو قانون مند کرده تا جلوی هرج و مرج جنسی رو بگیره...
ض
البته این جمله ی آخر رو برای آدمی که داره خوش و خرم زندگیشو می کنه نگفتم... برای عموم جامعه اون هم در شرایط آرمانی گفتم...
ض
تو این سه سال کسی بهت متلک نگفته؟ واااااااااااااای وووووووووووی ویییییییییییییییی
سلام
آره قبول دارم که شرایط ازدواج مسخره شده تو ایران. اما مسئله سن هم هست. آیا پسری در سن 22-23 اون قدر بزرگه که بتونه مسئول زندگی ای باشه؟ بعد تعریف من جامع بودن اسلام و نادیده نمی گرفت. اماقراره آیا اسلام واسه کسی که نمی خوادش هم قوانینش به درد بخوره؟ شایدم راس می گی
سلام
فكر كنم متلک از اشکالات فرهنگی ما باشه و خیلی به اینکه مثلا خوش تیپ باشی ربط نداره، می دونم که به چادری ها خیلی بد و زیاد متلک می گند.
دیگه اینکه بابا پسر 22 ساله رو دست کم نگیر :)
ف
سلاااااااااام دوباره
بابا خیلییییییییییییی مخلصیم!
به نظرم قوانین بما هو قوانین هیچ مشکلی نداره.. بحثم داره این حرف و می شه بررسی کرد..
منتها اونی که اسلام رو نمی خواد هیچ اجباری براش نیست.. لا اکراه فی الدین..
اساساً ما یکی از مشکلات جدیمون با این حکومتِ الکی اسلامیِ اجباری همینه که قوانین اسلام رو به مسلمون و غیر مسلمون تحمیل کرد اون هم با قرائت خشکه مقدس خودش.. و همین مسئله یکی از دلایلیه که اینطور چهره ی دین ما رو زشت و غیرقابل تحمل کرده
ض
به چادریها خیلی بد و زیاد متلک میگند؟! تجربه ی من کاملا غیر این بوده!
من آخر نفهمیدم؟ کی کجا به چادری ها متلک می گه؟ یا نمی گه؟
من از وقتی چادر سرم کردم دیگه کسی بهم متلک نگفته تا الان.. برا خودم خیلی تجربه ی شگفت انگیزی بود.. مگر اینکه کلمه ی "حاج خانوم" رو متلک حساب کنی(!!!!)، چون یه سری ها ازش متنفرن!!!!! ولی من فکر می کنم واژه ی احترام آمیزیه
دوم اینکه به نظرم همه ی اون توضیحات رو برا پسر 22-23 و بلکه کمتر گفته بودم.. منتها اگه بخوای بهش فکر کنی، توی جامعه ی ما وقاحت فرهنگی محسوب می شه بخوای بگی یک شهروند 22 ساله که نمی خواد گناه کنه و نمی تونه هم زیر بار مسئولیت ازدواج بره چه کار می تونه بکنه..
ما نمی تونستیم نوجوون رو با "کم کردن فشارهای اجتماعی"، "اجرای بیطرفانه ی قوانین" و "تربیت صحیح فرهنگی" مهار کنیم جوری که به خودش و جامعه لطمه ای نزنه و از اون ور عقده ای هم نشه؟ عرفاً با شرایط فرهنگیِ ما جواب منفیه.. اما فکر می کنم اگر کسی از پس این کار بیاد همون "اسلام"ه
ض
1. کدوم دینی اینقدر به اندازه ی اسلام روی حیا و عفت عمومی تکیه داره؟ به نظر می رسه همین عفت عمومی و در معرض دید عموم نبودن محرک های مختلف (از نوع پوشش گرفته تا نوع ارتباطات سالم اجتماعی) خودش، جامعه رو به حد مطلوبی از مصونیت می رسونه.. به نظرم مشکل جامعه ی ما اینه که همه چی عریانه اما از اون طرف جوون ها راه برای رسیدن بهش ندارن.. کی به اندازه ی اسلام روی "عفت عمومی" تکیه داره؟؟؟
ض
2. روشنفکرانه فکر کنیم، کدوم دینی راه رو برای ازدواجِ مدت دار به صورت شرعی باز گذاشته که آقاجون اگه نمی خوای برای همیشه زیر بار مسئولیت بری با طرفت قرار بذار من حالا یه شیش ماه در خدمتتون هستم اما برای بعدش رو فعلاً معذورم، تا ببینیم چی می شه..پایه ای یا نه؟
ماییم که گند زدیم به این قانون اسلامی.. از اون آخوندهای هوسران گرفته که حدیث نازل می کنن هفته ای یه دونه متعه.. تا افراد به ظاهر متجددی که فکر می کنن الا و للا توی تمام افراد بشر توی تمام زندگیشون فقط یه سوگلی باید داشته باشن و هر آدمی یه نیمه ی پنهان داره که یه روزی یه جایی با اسب سفید پیداش می شه.. تا اون سطح و طرز تفکری که قوه مقننه و قضاییه و عرف اجتماعی ی ما در برداشت از قوانین اسلامی داره که با میدونی که به قوانین عقد موقت داده یکهو می بینی نازل ترین و کریه ترین قانونی می شه که هیچ جا نمی شه ازش دفاع کرد..
ض
به نظر می رسه خدا نخواسته با این قانون تبلیغ چند همسری کنه.. این یه سوپاپ اطمینان اجتماعی قرار بود باشه برای اونی که نمی تونست تمیز و مرتب، شسته رفته، یه سوگلی برای همه ی عمر داشته باشه..
من فکر می کنم ما سوء تفاهیم کردیم با این قانون خدا..
جنبه اش رو هم نداریم بفهمیم چه قانون متعالی و کاملیه توی سلسله ی قوانین اجتماعی..
فکر می کنم ما هنوز اینقدر رشد اجتماعی نداریم، واقعاً نداریم، که بتونیم از یه همچین قانون متکاملی به طرز صحیح استفاده کنیم
قانونی که جای هیچ کمالی رو تنگ نمی کنه فقط سوراخ سنبه ها رو پوشش می ده
..
ض
3. عشق هم مثل تمام مظاهر دیگه ی انسانی تکامل داره.. به نظرم عشق پله پله از عشق حیوانی میاد بالا تا عشق انسانی، روحانی، ملکوتی، الهی..
اما برای ما فقط تبلیغ عشق های زمینی می شه از بچگی.. که اون هم البته خیلی گوهر گرانبهاییه
اما چه خوب بود آدم ها می تونستن درک کنن عشق به "زمین" محصور و منحصر نمی مونه.. عشق بال می زنه بال می زنه، اوج می گیره.. می سوزونه، خاکستر می کنه، مثل ققنوس دوباره متولد می شه.. و تا بینهایت بالا میره
چون زیبایی حد نداره.. زیباییِ حسی یه وقتی هم می رسه به زیبایی های معنوی و کمالات روحانی.. تا دلت بخواد می تونی توی درک و ستایش زیبایی ها بالا بری.. توی شیفتگی ها و دیوانگی هات بالا بری.. تا بینهایت این سلسله رو بجنبانی..
بینهایت.. بینهایت.. بینهایت یعنی خدا
منتها خدا در عین حال همونیه که از رگ گردن هم به ما نزدیکتره
به نظرم تجربه ی عشق ما رو از پستی و حقارت های حیوانی در میاره.. حتی همون عشق زمینی.. اما اگه یه وقت خدا بخواد برای کسی ارتباط با خودش رو بچشونه که دیگه نور علی نور..ارتباط با خدا می تونه تمام مسائل آدم رو کفایت کنه.. توی اوج جوونی.. لذتی که توی یک قدم کار خیر هست مگه توی لذت های حسی می تونه تکرار بشه؟ اصلاً لذت های معنوی و روحی به مراتب از لذت های حسی بالاترن.. جوون دیگه چی می خواد از خدا؟
اینه که به نظرم هر کسی توی هر جایگاه و سن و تحصیلات و... می تونه ارتباط عاشقانه داشته باشه.. می تونه عاشق باشه و تعاملات عاشقانه داشته باشه.. می تونه لذت عاشقی رو بچشه.. آخه زیبایی همه جا هست، خدا همه جا هست، نوازشش هم همه جاهست..
دیدید آدم هایی رو که یه نقص جسمی دارن که از ازدواج محروم می شن؟
کدوم نقص جسمی می تونه ما رو از عشق محروم کنه؟ کدوم بیماری؟ حتی کدوم نقص روحی و معنوی؟ یا حتی گناه؟
عشق انگار یه نوع ارتباطیه که هیچی جلودارش نیست...
جسارتاً حرفم این بود که تجربه ی عشق بسیط تر از ازدواجه.. آدم ها نباید توی هیچ شرایطی خودشون رو ازش محروم بدونن
ض
ض
و کدوم دینی به اندازه ی اسلام تبلیغ "عشق" می کنه؟ به این ظاهر زشتی که ما از دینمون ساختیم فکر نکنین.. به آیه های قرآن فکر کنین.. به زیبایی و اتقان پایه های دینمون، به زیبایی و کمال شخصیت های دینمون مثل امام حسین ع.. حتی مسیحیت هم که اینقدر تبلیع عشق الهی رو می کنه می تونه از پس ارائه ی زیبایی و جمال معنوی به شیوه ی اسلام بربیاد؟ یا اینکه توی تورات و انجیلش از عهده ی توجیه دروی وریها و تحریفات برنمیاد؟
آخه با خدای تحریف شده می شه به اندازه ی خدای قرآن عشق بازی کرد؟؟؟
ض
خانم ض،
بابت حرفهای خوبتون ممنون! بخشی از حرفهاتون بسیار مورد نیازم بود که بشنوم!
ارسال یک نظر