می گفت محبت دیدن خجالت می آره ...
یه هفتست دلم و داغون کردی می دونی؟
می دونی تنها دوستمی , "تنها " دوستم که همه چیم و همون طور که هست پذیرفتی؟ هیچ وقت اذیتم نکردی, هیچ وقت از محبتت بهم کم نکردی, هیچ وقت به چشم جستجو گر بهم نگاه نکردی وقتی دیدی دارم راه جدید می رم. مثل خیلی ها نبودی که موضع بگیری بی این که ببینی چی می گم , چی می خوام. مثل خیلی ها که بدون این که بفهمم یهو دیدم نیستن و این نبودشون تصادفی نبود.
گذر زمان آدما رو غربال می کنه , اون گروه چهل پنجاه نفره رو یادته که تولد هر کی می شد باید از همه پول جمع می کردیم واسه کادو؟
الان من موندم و تو و سه نفر دیگه. نمی دونم تلخه این یا شیرین اما هر چی هست همینه .
تو نامت گفته بودی هر چی بشه می دونی با یه قطار می تونی بهم برسی. گفته بودی دو نفر و مطمئنی داری که می تونی بهشون پناه ببری. بدون من یه نفر و دارم همیشه تو ذهنم که هر وقت دارم از پا در می آم فکر سفر و کنارش بودن آرومم می کنه
می دونی تنها کسی هستی که جلوش فیلم بازی نمی کنم. همونی هستم که همیشه هست؟ می دونی این یعنی چی؟
یاد اون روز خونه ی عزیزت می افتم. من و تو بودیم. عید بود. من پشت گلدون گل داشتم کتابم و می خوندم. تو کناره رزات نشسته بودی و واسه من که بی خبر بودم کارت تبریک می نوشتی. واسم نوشته بودی , در این حجم بی در کجایی بی در زمانی اینجا نشسته ایم. هیچ می دانی امروز چه قدر زیبا شده ای. هیچ وقت نشد بهت بگم که تو همیشه زیبای منی...
یه جمله ی نامت و تک تک سلول هام فهمیدنش , اون جا که گفتی گا هی با خودت فکر می کنی واسه مهاجرت ساخته نشدی حتی اگر هم برگردی و باز تنها باشی...
نمی دونم چه قدر دارم واسه خودم زندگی می کنم , اما این و گاهی می بینم که هیچ کس این گونه به کشتن خود بر نخواست که من به زندگی نشسته ام.
دلم تنگه , می دونم تو می فهمی از چه نوعیش. دلم گرفته . خستم نهالکم خستم....
بیا شعری و که برام نوشته بودی و باز با هم بخونیم :
اي فسانه ! خسانند آنان
كه فروبسته ره را به گلزار
خس ، به صد سال طوفان ننالد
گل ، ز يك تندباد است بيمار
تو مپوشان سخن ها كه داري
تو بگو با زبان دل خود
هيچكس گوي نپسندد آن را
مي توان حيله ها راند در كار
عيب باشد ولي نكته دان را
نكته پوشي پي حرف مردم
اين ، زبان دل افسردگان است
نه زبان پي نام خيزان
۸ نظر:
به دوستی تون حسودیم شد
م
ایول به جفتتون! چه خوبه آدم یکی رو داشته باشه واسش بنویسه :)
:) man fekr kardam oon emaile naresid bet
این همه احساسات ریختم , این چه جوابیه اح....بعدشم اینجا دو درجه شده. خیلی سرده, من نمیتونم از زیر پتوجنب بخورم بیام بهت پناه بیارم. خونه ی اقای شکارچی گرمه؟
سلام اين پست رو قبلا خوندوم ولی الان دوباره اومدم نظر بگذارم
نظرم اینه : خوش به حال نهال!
خوبه حالا اسمش رو آوردی وگرنه ما تو خماری می موندیم که این کیه انقدر هم رو دوست دارید :)
ف
ee man inja ye comment gozashte boodam gom shod
nahal
ااا آره. دیده بودمش اما الان نیست
خیلی خنگی تو نظرات متن قبلی گذاشتی آخه:))))))
ارسال یک نظر